-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و شهادت رهبر شهید انقلاب در آئین وداع و تشییع آن حضرت
با چشم های مـهـربان از پیـش ما رفتی ای تا ابد دردت به جان، از پیش ما رفتی آخر کجـا رفـتی؟ بگـو آخر کجا رفتی؟ آرام، تـنهـا، بیصـدا پـیـش خـدا رفتی؟ مـا مـردم خـوبـی بـرای تـو نـبـودیـم آه مـا آشـنـای گـریــههـای تـو نـبــودیـم آه با خود نگفتی عاشقانت بی تو میمیرند؟ با خود نگفتی نیستی دلشوره میگیرند؟ هر شب محرم پای تو ما گریه میکردیم با آه جـانفـرسای تو ما گریه میکردیم تو ذکر میگـفتی میان روضه و یکریز با ذکر گـفـتنهای تو ما گریه میکردیم در فـاطـمـیه اشکهـایت اوج مـاتـم بود با ذکر یا زهـرای تو ما گریه میکردیم ای اشکهایت آسمان، ای اشکهایت نور با گریه کردنهای تو ما گریه میکردیم دیشب نبودی کـوچهها ابـر بهـاران بود بعد از تو «کشوردوست» هم تا صبح باران بود حالا جهان ای شعر غمگین اشک میریزد بی تو خیابان «فلسطین» اشک میریزد آن چفیه را از دوش خود برداشتی، رفتی شـاید هـوای کـوی دیگـر داشتی، رفتی همچون عقیق تو همیشه راه تو سرخ است انـگـشـتـر «الـعـزّة للّه» تو سـرخ است ای کاش ما جای تو در آوار میمـاندیم ای کاش میمردیم و از داغت نمیخواندیم آه ای عـلمدار حرم بی تو حرم تنهاست میدان به میدان روضۀ تنها شدن برپاست ای تا ابد دردت به جان، از پیش ما رفتی آخـر کجا رفـتی؟ بگـو آخر کجا رفتی؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت رهبر شهید انقلاب در آئین وداع و تشییع آن حضرت
خـون پیـمبرزادهای اعجاز کردهست تا آسـمـان راه عـبوری باز کردهست الله اکـبــر از ســرود فـتــح خــونـش فتحی که دنیا را پر از آواز کردهست از قـلۀ انـسـانیت میگـفـت و خـونش پـایـان استـکـبـار را آغـاز کـردهست مشت گرهکـرده به هم پیـونـدمان داد همبستگی این قوم را ممتاز کردهست خشم مقدس در رگ هر شهر جاریست خونش خیابان را شگفتیساز کردهست مـا از پـریـدن هـیچ پـروایی نـداریـم سیمرغ در این سرزمین پَر باز کردهست ما را خدا با خـون او مبـعـوث کرده خـون پیـمبرزادهای اعجاز کردهست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت رهبر شهید انقلاب در آئین وداع و تشییع آن حضرت
هیچ است سوگـواری ما در برابرش این ماتم عظیم که سخت است باورش عـمری دویـد در پی تـو واژهٔ شهـیـد خود را رسـانـد اوّل نـام تو، آخـرش طی شد در آرزوی زیارت تمام عمر حالا بگو چگونه رسیدی به محضرش؟ باید جهان بترسد از این کشوری که هست اندوهناک سرور و خونخواه رهبرش ما داغـدار، مـا پـدر از دست دادهایم کـی مـیرود زِ یـاد نـگـاه مـنـوّرش؟ ای کاش بود سـیّد و میدیـد میشـود هر روز باشکـوهتر از قبل لشکرش چشم همه به سوی امام زمان ماست چـیزی نـمـانده، میرسد الله اکـبرش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت رهبر شهید انقلاب در آئین وداع و تشییع آن حضرت
تو جان بودی، جهان بودی، تمام داستان بودی پناه قلبهای خسته از جور زمان بودی نمایان بود در پیشانیات اشراق قدّوسی تمـاشـاییترین آئـیـنهٔ حـیـدرنـشان بودی «أشداء علی الکفار» بودی مثل پیغـمبر ولی با مردم ایران همیشه مهربان بودی تمدنساز بود اندیشههای روشنت ای ماه! بلندآوازه بودی، نور بودی، بیکران بودی همیشه میستودی باور سرخ فلسطین را تو ای آزاده! عمری حامی این آرمان بودی جهان آموخت از تو گفتمان استقامت را تو پرچمدار این اندیشه و این گفتمان بودی بگو با عاشقان، راز دعای مستجابت چیست؟ سر سجاده در اوج کدامین آسمان بودی؟ شهادت جاودانت کرد در تاریخ این کشور ولی در قلب مردم قبل از این هم جاودان بودی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال رهبر شهید انقلاب در آئین وداع و تشییع
دارم ز تهران میروم مردم خداحافظ دیگر مرخص میشوم ای قم خداحافظ خیر تو را میخواستم ایران حلالم کن ای طاعنان! این نیز رفراندوم خداحافظ گفتند شد زیر زمین پنهان، گذشتم من رفـتم ولی تـا گـنـبـد طـارم خداحافظ مستأجری بودم درون خانهای کوچک آن هم که شد در بمب و موشک گم خداحافظ این خانۀ زهراست، پاسش را نگه دارید حالا که این در سوخت در هیزم خداحافظ من سوختم اما نه از موشک ز بیمهری ای نیشهای بدتر از کـژدم خداحافظ مـسـتی مـهـیـا بود اما من نـنـوشـیدم چیزی به غیر از خون دل ای خم خداحافظ دیگر مجاور میشوم در شهر خود مشهد زیر چـراغ کـوکـب هـشتم خـداحافظ من با عروس و دختر و داماد و زهرایم پرمیکشم از خاک تا انجم خدا حافظ با جسم پرپر میروم تا کـربلا اینک چون نعش اربابم به زیر سم خداحافظ ای خیل صاحبمنصبان از ملک ری رفتم مال شما این خاک و این گندم خداحافظ قـدرم نـدانـسـتـیـد امـا مـجـتــبـایـم را لطـفا مـرنجـانـید ای مردم خـداحافظ
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت رهبر شهید انقلاب در آئین وداع و تشییع آن حضرت
برخـاسـتـه عـالـم به فـراخـوان عزایت وقت است که جان را کنم ای دوست، فدایت بـرخـیـز و بـبـیـن هـیـمـنۀ قـافـلهات را تـأثـیـر دعــای سـحــر و نـافـلــهات را برخیز و ببین سبک رجـزخوانی ما را تـوفـنــدگـی خـطـبـۀ طـوفـانـی مـا را.. شد فـصل تـمـاشـا، بده ای اشک امانم! بایـد به جـهـان حـرف دلـم را بـرسـانم ای داغ و غـم تـا بـه ابـد تــازۀ ایــران این داغ چه داغیست که شد مشعل ایمان؟ این نور چه نوریست چنین رد شد از آتش؟ این نام چه نامیست فـراتر ز سیاوش؟ ای داغ مـکـرر! پـدرم! رهـبـر خـوبـم! از داغ تو باید به سـر و سـیـنـه بکـوبم جا دارد اگر از غمت ای مرد، بمیریم! جـا دارد اگـر لحـظـهای آرام نـگـیــریم این غـصه که پنهـان ز خـدای تو نبوده امـا بـه یـقـیـن وقـت عـزای تـو نـبـوده بـایـد به تـسـلّای دل، ای یـار عـزیزم! با مشت گـرهکـردۀ خـود اشک بـریـزم غـم را به تـمـاشـای حـمـاسـه بکـشـانـم بـا دیـدۀ بــارانـی خـود شـعـر بـخـوانـم هرچند که قـسـمت شده مـن داغ بـبـیـنم نـامـردم اگـر از غـمـت از پا بـنـشـیـنم شمـشـیر به دستـیـم و نیـفـتـاده سـپـرها سودای غـمت تا به ابد هست به سـرها دلــداده و آزاده و بـیواهـــمــه بــاشــد هر کس که دلش با پـسر فـاطـمـه باشد حالا پس از آن دغدغه و خون جگرها اخبار شکـوهـت شده سـرخـطّ خـبـرها ای اهل هـنر! اهـل قـلـم در ادبِ شعر! بـایـد بـنـویـسـیـد به تـاریخِ شـبِ شـعـر هر چند خدای سخن و شعر و هنر بود سـیـدعـلـی خـامـنـهای مـرد خـطـر بود حالا من و باران و... تو و آینه در پیش خورشید شدی زندهتر و زندهتر از پیش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت رهبر شهید انقلاب در آئین وداع و تشییع آن حضرت
نفهمیدیم افسوس تو را ای مهربان، افسوس ببین مائیم حالا بعد تو با یک جهان افسوس ببین جاریست هر شب در خروش اشکمان، اندوه ببین ماندهست بیتو بر لبان سردمان، افسوس کنارت چارفصل ما پُر از عطر بهاران بود تو رفتی و بهاران هم شده رنگ خزان، افسوس شهادت را چشیدی جرعه جرعه بعد یارانت به لبهای تو بوده بعد هر داغ گران، افسوس بهپا میکرد آتش در دل ما دیدن اشکـت نماز حاج قاسم بود و اشک بیامان، افسوس دل ما با دل تو سوخت از داغ رئیسی، آه پس از سیدحسن داریم بر لب همچنان، افسوس نه تنها دست تو مجروح بود از جور بدخواهان جراحتها به قلبت بود از زخم زبان، افسوس نفهمیدیم افسوس تو را ای مهربان، آن روز ولی امروز میفهمیم ما از عمق جان، افسوس
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت رهبر شهید انقلاب در آئین وداع و تشییع آن حضرت
بر سینه بکوبید که آن سایهٔ سر، رفت! افسوس که از خانه غریبانه پدر رفت! آن ماه که میگفت غمش را به دل چاه آن شمع که سودای سحر داشت به سر رفت آن دست دعاگو که نزد جز به خدا رو آن دیـده بـیـدارِ پُر از درّ و گهـر رفت آن شمع شبافروز که شد داغ جگرسوز آن مایهٔ دلگـرمی اصحـاب هـنر رفت لبخـنـد به دنـیـا زد و با غـسل شهـادت خود پیشتر از آنکه زند مرگ به در رفت پرسیدهای از من: خبر تازه چه داری؟ دیگر چه خبر؟ سرخط دنیای خبر رفت یادیست از او مانده و راهیست که باقیست از دل نرود، آری! از این دیده اگر رفت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت رهبر شهید انقلاب در آئین وداع و تشییع آن حضرت
هنوز از داغ لبریزیم و از اندوه سرشاریم ملائک نیز گریانند بر حالی که ما داریم اگر از حال ما پرسند، شرح کاملش این است: عـزاداریم، حـیرانیم، مینالـیم، میبـاریم تحمل کردن این بار، کار شانهٔ ما نیست چگونه پیکرش را روی دوش خویش بگذاریم؟ به ما عمری گذشت و خواب با چشمانمان قهر است که تا وقت قـصاص خـون آلالله بیداریم بگو شمشیرها تیز است، ما آمادهٔ رزمیم بگو مرحب بیاید، ما همه مشتاق پیکاریم به آن مشت گرهکرده قسم، پرچم نمیافتد که ما در حفظ ایران مثل عباس علمداریم صد و اندی گذشت و ما به فرمان ولیّ خود همهشب در خیابانها و میدانها در انظاریم اگر فرمان سید مجتبی صلح است، در صلحیم اگر امر ولی جنگ است، ما در جنگ اشراریم برو آقا، خیالت تخت، روزی را نمیبینند که از دامـان آقـازادهٔ تو دسـت بـرداریم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت رهبر شهید انقلاب در آئین وداع و تشییع آن حضرت
دل صــد پـــارهام آرام نــگـیــرد آقـا جگـر پـاره که مـرهـم نپـذیـرد اصلا دل خـونـیـن شدهام هـیچ نـدارد بـاور چه غریبانه شدی از قفـس جسم رها همه عـالم خـبر پَـر زدنت را گـویـند دل بیتاب مرا نیست که گوش شـنوا من نمیخواهم و هر لحظه زنم فریادش بگـذاریـد که بـاور نکـنـم این غـم را بگذارید که در عزلت تنهایی خویش دق کنم؛ نشنوم هرگز که شدم بیبابا چشم هرگاه به هم مینهم از هُرم جگر اشک سرخم به فغانی کند اینگونه دعا کاش برخیزم و گویند؛ نرفتی تو هنوز آن خـبر طرح فـریبیست برای اعدا یا که با معجرهای کاش شود برگردی جـان نـاقـابل من جـای تو گـردد فـدا چند ماه است که جان بر لبم از دوریتان باز دارم به دل امـید که شاید شما ... مثل جدت به لب تشنه شدی طائر عرش ارباً اربا شدهای زآن همه موشک گویا مملو از درد و پُر از بغض و همه فریادم بارالها نـظری زین غـم طاقـتفـرسا متوسل به رقـیه شده سائل که چو او زودتر از همگان سـوی تو آیـم مولا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت رهبر شهید انقلاب در آئین وداع و تشییع آن حضرت
تنها نه خاک، نوحه کنند عرشیان تو را صاحبعزاست مهدی صاحبزمان تو را دیـدم میان مـعـرکه با اهل و کـودکـان لبتـشـنه در مبارزه با دشـمنان تو را یک لحظه از رضایت حق سر نتافتی تا مرگ سرخ آمد و شد نردبان تو را سر دادی و نشد سر تو خم چنان حسین واینگونه خواست خالق تو قهرمان تو را «گفتی فتاد از حرکت چرخ بیقرار» آندم که میرهاند ز تن مرغ جان تو را «کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی» آندم که سوخت، بیشفقت آشیان تو را «آه از دمی که با کفن خونچکان ز خاک» بـیـنم به رستـخـیزِ خلایق عیان تو را گویی «که بود منتقم خون پاک من؟» آنک خروش خیزد از آن کاروان تو را وآن حـلـقـهٔ عزیز شـهـیـدانت آنزمان بگرفتهاند همچو نگـین در میان تو را بـس لالـههـا که میدمـد و هـیـچ آفـتی از یـادشان نمیبرد ای باغـبان! تو را من با کدام حـنجـره گویم فغان تو را؟ من با کـدام شرح نـمـایم بـیـان تو را؟ من با کدام واژه؟ کدامین سخن؟ چه حرف؟ یک قطره بازگو کنم ای بیکران تو را؟ همچون مـنجّـمـان به تماشا نـشـسـتهام شاید فـراز خـاک بجـویـم نـشان تو را با راهوارِ اشک بسی گـشتم و... دریغ یابم کدام گـوشهٔ این کهـکـشان تو را؟ آنسان به شـاهـراه شـهـادت قـدم زدی که خاکـریـز عـقـل ندارد گـمان تو را آنسوی این جهانی و در حسرتت جهان وآنگه مگر به خواب ببیند جهان تو را آنسوی این جهانی و در دستگاه عشق فـرمـان بـرنـد جـمـلـهٔ ایـرانـیان تو را فـرمـان بـرنـد جـمـلـهٔ آزادگــان دهـر فرمان برند جمله ز پیر و جوان تو را ما را چه جای سوگ و چه شأن گریستن؟ صاحبعزاست، مهدی صاحبزمان تو را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت رهبر شهید انقلاب در آئین وداع و تشییع آن حضرت
هرچند در دل آتش داغ تو روشن است در شاهراهِ فتح چراغ تو روشن است تو زنـدهای و امـت تـو ایـسـتـاده است جان جهان به نور بلاغ تو روشن است در جـمع شـاهدانی و بر روی مـاه تو چـشـم هـزار لالۀ باغ تو روشن است افـروخـتهست محـفـل شعـر شهـود را شمعی که در رواق فراغ تو روشن است ما جـادۀ مـجـاهـده را گـم نـمـیکـنـیـم آئـینهها به نقش سراغ تو روشن است در آسـتـان صبـح ظـهـور ایـسـتـادهایم پیغام تو رسا و چراغ تو روشن است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت رهبر شهید انقلاب در آئین وداع و تشییع آن حضرت
آن شب که داغ، بر دلِ دنـیا گـذاشـتی رفـتی و سـر به دامن گـلها گـذاشـتی خالیست جای نور تو در قاب چشمها حــســرت بـرای آیــنــهٔ مـا گـذاشـتـی میهن پُر از شمیم شهادت شد ای عزیز مثـل هـمیـشـه پـنـجـره را وا گـذاشتی «هشتاد و شش بهار» تو مدیون عشق بود روزی که رو به عـالـم بـالا گـذاشـتی در حیرتم، امامِ جماعت! چرا ز شوق وقـت سـحـر نـمـاز فُــرادا گـذاشـتـی؟ امروز وقت «وعدهٔ صادق» رسیده بود آخر چه شد که وعـده به فردا گذاشتی گفتم تو کیستی که چنین ساده زیستی؟ یک عمر، روی خواهش دل پا گذاشتی با ناکـثین، که زهر به جام تو ریخـتند با خود قـرار صبـر و مـدارا گـذاشتی با خطبههای خاطرهانگیز و سبز خود روح بــهــار را بـه تـمـاشـا گـذاشـتـی قرآن پناهگاه تو بود ای «امین» عشق وقـتی قـدم به عـرش مُـعـلـی گـذاشتی گـاه عـروج، مـشت گـرهکـرده داشـتی یـعــنـی کـلـیـد حَـلِّ مـعـمــا گـذاشـتـی ریحـانهات کـنـار تو بـود و شـهـید شد شــاهـد بـرای روز مــبــادا گـذاشـتـی ای رهـبر مجـاهـد و مظلوم و مقـتدر! ما را در این مـبـارزه، تـنهـا گذاشـتی ای آرمان روشن و پاکـت نـمازِ قـدس حرمت به نام مسجد الاقـصی گذاشتی ایـثـار و اتـحـاد و امـیـد و مــقــاومـت از خـود به یـادگـار در اینجـا گـذاشتی در راه سـربـلـنـدی ایــران، رخِ نـیـاز بـر خـاک آســتـانـهٔ زهــرا گـذاشــتـی شد «مجتبی» به فضل خدا مقتدای ما پـیچـیده در سـراسـر گـیـتی صدای ما
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت رهبر شهید انقلاب در آئین وداع و تشییع آن حضرت
ببین چگونه در این داغِ بیقرار توأم شـبـیه ابـرم و دلـگـیـر در بهـار توأم هنوز گـریه نکـردم به وسعتِ داغـت هنوز هم که هنوز است داغـدارِ توأم هـنوز میکِـشد عـشقِ تو در خـیـابانم هنوز در دلِ این خاک، پایِ کارِ توأم به قابِ تلوزیون چشم دوخـتهست دلم شروعِ هر خبری را در انتظارِ توأم! به خطبههایِ علیوارِ تو دلم تنگ است بخوان دوباره که دلتنگِ ذوالفقارِ توأم بـپـرس حـالِ مـرا با زبانِ مـادریام! تو میشناسیام، آری من از دیارِ توأم بگو که باز شبِ شعر داری و در بیت سـرِ قـرار نه… حالا سـرِ مزارِ توأم چه آشـنـاست مرا قـتـلـگـاهِ روزِ دهم که در مواجهـه با اسبِ بیسوارِ توأم قـسم به مشتِ گـرهکردهات که تا آخر در این مسیـرِ بلاخـیز، در کنارِ توأم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
محرم حماسی و انقلابی در فراق رهبر شهید انقلاب
این محرم داغ تو افزوده بر غمهای دیگر این محرم فرق دارد با محرمهای دیگر این محرم در کـنار پـرچم سرخ حسینی از غمت داریم روی دوش، پرچمهای دیگر گرچه سنگین است رنج دوریات بر سینه، اما رفتنت یکباره از ما ساخت آدمهای دیگر! پا به پای آسمان تا بیکران رفتی و رفتی با خودت بردی دل ما را به عالمهای دیگر کوه صبریم و دلی لبریز زخم، ای ماه پنهان نوشدارویند بی روی تو مرهمهای دیگر صبر کن، صبر ای وطن! پایان خوب شاهنامه داستان سر میدهی از رزم رستمهای دیگر!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
اربعین شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
ز داغ تو برخاست هر سو فغانها رسـیـد آه عـشـاق تا کهـکـشانها چهل شب گذشت و ندیدیم رویت در اندوه و تشویش و هول و تکانها من اینجا یـتـیـم و تو نزد نـیاکان من اینجا اسیر و تو در بیکرانها پناهم تو بودی... نخواهد رسیدن، به تـار عـبای تـو این سـایـبـانها بمـیرم برایت که با دست زخمی رخی داشتی سرخ چون ارغوانها در اوج سیادت فـقـیـری گـزیدی به رغـم فـلان تـیـره و خاندانها بمـیـرم برایت که نـشـناخـتـنـدت به غیر از شهیدان و عرشآشیانها نه تنها تو را کشت خصم حرامی خودی نیز کشتت به تیغ و سنانها نه تنها سگ زرد یا گرگ صهیون تو را پیش از این کشت زخم زبانها شریکند در قتلت ای جان عاشق فلانها، فلانها، فلانها، فلانها همآنان که از ظلمشان خشم مردم به نـاگه بـدل شد به آتـشـفـشانها همآنان که تزویر و بیعرضگیشان زد آتش دمادم به روح و روانها شریکان قدرت، حریصان ثروت سهـیـمان هـلـدیـنگها و دکـانها تو را کشت جولان بیعرضگیها تو را کـشت کـمکـاری ناتـوانها چه کس داد جرأت به دشمن که ریزد شـرر بر کـنـام هـژبـر زمـانها؟ که داد این جسارت به قاتل که آید پـی کـشـتـن اسـوۀ قـهـرمـانهـا؟ پـی کـشـتـن رادمــردی مـجـاهـد که تـاریخ گـویـد از او داستانها یلی شرزه و؛ روبهرویش رجزخوان، بسی پـنـبه در کـسوت پهـلوانها لـبـانش دعـاگـوی مـلـت ولـیکـن به دشـنام او باز هر سو دهـانها به جای مقامات خاطی به سویش کـشـیدند بس تیر کین از کمانها چپاولگران، خود مصون از قضاوت ولی رهبر، آماج حدس و گمانها چه رنـدان به نام جـناح سـیـاسی پی ساز و برگ از دل سازمانها زغنها و زاغان که کردند با هم بـهـار وطـن را شـبـیـه خـزانها همآنان که جای رجز پیش دشمن ز تسلیم گفتند چون نوحهخوانها پـی نــفـی آمــوزههـای بـلـیـغـت نوشـتـند فهـرست سود و زیانها نیـنـدوخـتـنـد از تـو زاد مـعـانـی نیـامـوخـتـند از تو طـرز بیـانها بمیرم که مرگ تو شد آرزوشان گروهی دلآزرده زین حکمرانها جفا از چپ و راست دیدی ولیکن روادار بـودی بـه ایـنها و آنهـا چـه شـیـّادهـا در پی کـاخسـازی چـو شـدّادهـا نـزد بیخـانـمـانها کسانـی که دادنـد دریـای ثـروت به افـراد کوچکتر از استکانها رئـیـسان اخـمـو، مـدیـران فـاسد که از خلق بر لب رساندند جانها در این خون شریکند زاهدنمایان که شد برملا فسقشان در نهانها چه نـوکـیسگانی که با پول مردم رسـیـدنـد از خـاک تا آسـمـانهـا به چشمت خلیدند بس هرزهخاران گلویت فـشردند بس استـخـوانها بسا نورچشمی که گـمنام و نادان رسیدند یکیک به نام و نشانها شریکند در خونت ای پیر عاشق رفـیـقـان مـردود در امـتـحـانهـا شریکـند در خونت آن همرکابان که دادند در دست دشمن، عنانها من از قـاتـلانت نـنـالم که گـشتی شـهـیـد قــلمهـا، شـهـیـد زبـانهـا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
اربعین شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
بیتو این ثانیهها خسته و بد حال گذشت نه چهل روز که انگار چهل سال گذشت حالِ ما را غم تو سخـت پریشان کرده داغِ تو خـون به دلِ مـردم ایران کـرده بغضِ مانده به گلو با غم و فریاد شکست قـلبـمان باز دمی یادِ تو افـتاد شکـسـت حرفهـایت همگی بویِ محـبت میداد به دلِ خـسـتـۀ ما عطرِ طراوت میداد در تو دیـدیـم همه وصفِ مسلـمانی را مـعـنـیِ واقـعـیِ غــیــرتِ ایــرانــی را هم عمل هم سخنت بود که: ذلت هرگز با هرآنکس که یزیدی شده، بیعت هرگز هـمۀ عـمر تو در یـادِ شـهـیـدان بـودی فـکــرِ آبــادی و آزادی ایــران بــودی بی تو روز و شبِ ما هر نفسش تاریک است راستی ماه محـرم چِـقَدَر نزدیک است باز برگـرد بـیا روضه بگـیـر آقـا جان کوریِ حرملهها روضه بگـیر آقا جان سالها بود که در شـوق زیـارت بودی از دلت باز گـذشـتی، پیِ خدمت بودی اربعینها چِقَدَر روضۀ غربت خواندی همه رفـتـند زیـارت تو نرفـتی، ماندی ولی آن روزِ دهم، هـجـر به پایـان آمد وَ بـه دیـدار تـو سـالارِ شـهـیــدان آمـد ناب بودی تو، ولی گوهـرِ نایاب شدی هر شب جـمعه دگر زائـرِ ارباب شدی پـر گـرفـتـی بـرسـی تـا بـه ابـاعـبد الله بـرسـان بـیـعـتِ مـا را بـه ابـاعـبــدالله رفـتـی و بـا دلِ آسـوده مـیـان حـرمـی بعدِ تو مانـده ولی در دلِ ما کوهِ غـمی بذرِ غـم کـاشـته آن مشت گره کردۀ تو حرفها داشـته آن مشتِ گـره کردۀ تو حرفت این بود که این راه، تماماً نور است فتح با ماست ولی دیدۀ دشمن کور است آخر و عـاقـبتِ راهِ خدا، حجـتِ اوست او که عالم همگی در کنفِ بیعتِ اوست وعـدۀ صادقِ حـقّ است، "ولی" میآید پـسـرِ فـاطـمـه، تـکـرارِ عـلـی مـیآیـد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
اربعین شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
هنوز قلب من از عشق، از تو سرشار است به درد بیتویی اینروزها گرفتار است به شوق آن لبخندی که روزیام کردی دلم شکفته و صد جان به تو بدهکار است جهـان خـاطـرهها بـود با تو بیتکرار جهان من پس از این روی دور تکرار است خبر رسید که: رهبر... خبر نوشت شهید گذشت چلهای و باورش چه دشوار است خـبر شکـسـتن آئـیـنه زیر بارش سنگ خبر خمـیدن من زیر پـتک اخبار است خبر عـمیقتر از بُهت بود و ویـرانتر خبر که زخم جگر شد، هنوز خونبار است پس از تو پـنجـرهها چـشمهای ابـرآلود سیاهپوش تو شب، تا سحر عزادار است سلام نـفـْسِ زکـیّـه که مـطـمـئـنّه شـدی و مرگ غیر شهادت برای تو عار است حماسۀ تو شهـادت، شهـادت تو عروج و رستـخـیز هزاران هزار عـمار است نه بال مرگ به اوج شهـادت تو رسید، نه مرگت از سر کفار، دستبردار است! قسم به مشت گـره کردهات که فـریادیم که مجتبای تو هم، حیدر است و کرار است سلام ای لب قـاریِ والضُحی رمضان بیا که شعر رطب هست و وقت افطار است کدام چـلـۀ اشکـم جـواب خـواهی داد؟ که قطرهقطرۀ این شعر در کلنجار است دلم شکـسـتـهتر و منـتـظرتر از دیروز چقدر پنجـره چشمم به تو بدهکار است امــیــدوار بـمــانــم کـه بــاز مــیآیــی کدام نیـمۀ ماه است، وقت دیـدار است؟ حماسه بود و غزل بود، چلهای که گذشت پس از تو چشم زمانه، همیشه بیدار است چقدر واژه که چون بغض در گلویم ماند چقدر کودک مضمون که زیر آوار است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
اربعین شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
چهل شب، چهل شب، چهل شب شهامت چهل شب، به چله، فقـط تیر غیرت چـهـل شـب اذا جـاء ... انّـا فـتـحـنـا چـهـل شـب تـوکـل، تــوسـل، تــولا چهـل شب، دلـیـرانه در قـلب میدان یکی پـشت لانچـر، یکی در خیابان چهل شب وطن، گشت یک جان و یک تن زن و مـرد، گُـردآفـریـد و تـهـمـتـن چهل شب وطن، عشق، ایمان، خدا شد وطن دشت غیرت، وطن کربلا شد چهـل شب عـزای تو، شد انـتـقـامت وطن گشت مبعـوث، مبعـوث نامت چهل شب گذشت و تو بودی و دیدی چـه مـردانـی از مـردمـت، آفـریدی بـه پـای دلـیـران، سـرِ دیـو خـم شد به پـابـوس ایـران، تـلآویـو خـم شد جـهــان دیــد آزادگــان جــهــانــیــم غـیـوریـم، کـوهـیـم، فـخـر زمـانـیـم کـنون با شهـیدان به میدان نظر کن به پرچم، به مردم، به ایران نظر کن به قـله، ببـیـن مـردمـانی که گـفـتـی همان شد، همان شد، همانی که گفتی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
اربعین شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
چهل شب است شدم کوچهگرد، میبینی؟ شدم شکسته ازین کوه درد، میبـیـنی؟ کسی که مثلِ تویی را ز دست داده دگر چه ترس دارد ازین جنگها؟ بگو آخر چهل شب است که باریده آسمان با من چه کردهای تو به این ماتم گران با من! شـبــیـه مــوجـم و آرام نـاپــذیــر شــدم شـبـیـه طـفـل یـتـیـمـم، بهـانـهگـیر شدم چـقـدر طعـنه شـنـیدی فقـط دعا کردی برای تکتک ما گـریـه بیصدا کردی هـنوز بـاورِ من نیست، بی هـوا رفـتی مرا به قله رساندی، خودت کجا رفتی؟! پس از فراق تو با گریه "فتح" میخوانم فقط به عشق ظهور است زنده میمانم همیشه تا فرج یار، شیعه دلخـون است بهای خون تو پایان قومِ صهـیون است غریب رفـتی و گرچه به غـم گرفـتارم ولـی امـیـدِ مـصـمـم به رجـعـتـت دارم تـمـام میشـود این روزهـای تـنـهـایـی به پشت حضرت صاحب زمان تو میآیی خـودت بـزن بـه دل من نـهـیـب را آقـا بـخـوان روایـت یـابـن الـشـبـیب را آقـا شهـید روز دهـم! از شـهـیـد روزِ دهـم بخوان و دم بزن از روزِ سینهسوزِ دهم بـگـو وحــیـد، رهـا شـد بـرادر زیـنـب بگو که تشنه زمین خورد در بر زینب امان ز خنجر شمر و امان از آن حربه زد از قـفـا به لجـاجـت دوازده ضـربه همین که شمرِ حرامی ز سینه پائین رفت سری که از همه سر بود، بین خورجین رفت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
اربعین شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
با آن که ز سعی تو جهانگیر شدیم در رزم و جهاد، همچنان شیر شدیم در سوگ تو ای امام مظلوم و شهید چل سال به یک چلّه همه پیر شدیم سیدهاشم وفایی یک چله گذشت و داغداریم هنوز در مـاتـمِ یـار، بی قـراریـم هـنوز صد داغ، به دل نشسته و نشکستیم در کار نـظـام، پـایِ کـاریم هنوز سیدروح الله مؤید بی روی تو عید فطر و نوروز گذشت از سـیـنۀ ما آه جگر سوز گذشت ما قـدر چـهـل سال عـزادار شدیم از رفتنت ای دوست چهل روز گذشت محمدجواد جلالی با پرچم ایران، همه مأنوس شدیم ما دست به دستِ نور، فانوس شدیم از صبح شهادتت چهل روز گذشت یعنی که چهل شب است مبعوث شدیم سارا رمضانی لبـریـز شده جان و جهانم از درد هرگز نشود داغ تو در دلها سرد تا صبح ظهـور منـتـظر میمـانیم با لشکـر یـاران شـهـیـدت برگرد فاطمه نانی زاد یک روز دوباره به جهان میآیی با نـیـت حـذف ظـالـمـان مـیآیـی من مطمـئنم روز ظـهـور منـجی، با حضرت صاحب الزمان میآیی سجاد شرفخانی دلـتنگ تو و صبح مـلاقـات توأیم دلــدادۀ مـنــطـق اشــارات تـوأیـم از خون امام خود نخواهیم گذشت ما پرچم سرخ «یا لثارات» توأیم سیدعلیرضا شفیعی از برکت خون اوست رؤیای وطن آرامـش مـرزهـای زیـبـای وطـن سـید عـلی خـامـنـهای خواهد ماند در قــصـهٔ مـادران فـردای وطـن محمدرضا شفیعی بر عـهد تو و دعـوت تو میمانیم مـاتـمزده در حـسرت تو میمـانیم رفتی و دلم شکست؛ برمیگـردی ما منـتـظـر رجـعـت تو میمـانـیم محسن علیخانی
: امتیاز
|
























